
صبح امروز پیکر بانوی پیشکسوت ادبیات داستانی ایران تشییع می شود.

صبح امروز پیکر بانوی پیشکسوت ادبیات داستانی ایران تشییع می شود.
فعلا از اتفاق های خوب و بدی که در این روزها برای من و یا ما می افته می گم تا وقتی که داستانی جدید بنویسم. این بار یک اتفاق خیلی بد رخ داده. سیمین دانشور در اثر بیماری در گذشت. از وقتی این خبر را از خواهرم شنیدم حسابی عصبی شدم. از ناراحتی رگ گردنم گرفته است. شاید اصلا باورگردنی نباشه. اما اتفاق افتاد. همسر جلال آل احمد در گذشت.
چند وقت تو فکر گفتگو با خانم دانشور بود؛ ولی به علت بیماری او برای مدتی اینکار را متوقف کردم. البته نمی دانستم او به من وقت خواهد داد یا نه. فقط امیدوار بودم بتونم گفتگویی با او انجام دهم. الان ناراحتم خیلی. ناراحتم که چرا تلاش نکردم به ملاقاتش برم. نه بخاطر گفتگو. من نتونستم با او که یکی از نویسندگان برتر ایران بود ملاقات کنم. بابت این موضوع هم آنقدر نارحت نیستم که خبر درگذشت نویسنده رمان سووشون ناراحتم کرد.

سیمین دانشور، عصر پنج شنبه ۱۸ اسفند پس از یک دوره بیماری در خانه اش در تهران درگذشت.
خانم دانشور عزیز روحتان شاد.
کم کم دارم به خودم امیدوار می شم. همیشه وقتی می تونستم بخونم و بنویسم. همین حس بهم دست می داد. یه حس فوق العاده خوب که در آن به خودت می گی بلاخره به راه آمدی؛ کاری که مدت ها تعطیل بود را شروع کردی. این بار برای شروع «پانسیون محله مونمارتر» و «لیلا» مهناز انصاریان را خوندم. کتاب هایی که در یکی قدرت نویسندگی نویسنده و در دیگری ضعف نویسندگی او را نشان می داد. نظر شما در مورد این دو کتاب چیست؟
فعلا همین تا بعد.
شاید بدون اغراق بگویم جایزه اسکار 2012 فیلم «جدایی نادر از سیمین»، بهترین خبری بود که در این دو سال اخیر شنیدم. شاید اسکار فرهادی بهترین هدیه ای بود که در این سال ها کسی به مردم ایران می داد. برای اصغر فرهادی و آنهایی که در فیلم او نقش بازی کردند و زحمت کشیدند، خوشحالم. برای خودم و آنهایی که عاشق ایران هستند، خوشحالم.
چقدر عصابت خورد می شه وقتی می خوای بنویسی ولی هیچی نمی تونی بنویسی. مدتی است می خوام بنویسم هر چی شده ولی نمی تونم . این موقع عا یاد استاد می افتم می گه اگه ننویسی داستان از تو قهر می کنه. نمی دونم دیگه کلافه شدم از دست خودم. از دست این بیکاری کوفتی و از این وضع مزخزف.شاید اوضاع اینقدر هم بد نباشه که من می گم ولی الان از نظرم خوب نیست. آن چیزی هم که وضع بدتر می کنه اینکه نمی تونم بنویسم.